حال خودمان را هنگام ملاقات با امام زمان ببینیم.
اسراف در کشور غیر مسلمان
ﺁﻟﻤﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺷﺎﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ بیشتر ﻣﺮﺩم آلمان ﺯﻧﺪﮔﯽ پولدارهای ایران را ﺩﺍﺭﻧﺪ.
ﺷﺨﺼﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻫﺎﻣﺒﻮﺭﮒ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻤﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
زﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ یک ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺭﻣﺎنتیک ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﻣﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺸﺨﺪﻣﺖ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺑرای آﻧﻬﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ آنها ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪکه هیچ ماده غذایی باقی نگذراند.
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﻤﮑﻼﺳﯿﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻧﺪ بطوﺭیکه ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﯾﮏ ﺳﻮﻡ ﻏﺬﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﺮﮎ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍﯼ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭘﯿﺮ ﺳﭙﺲ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﯾﻮﻧﯿﻔﻮﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ۵۰ ﯾﻮﺭﻭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺷﺪﯾﻢ.
ﺍﻓﺴﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ : ﺁﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻫﯽ، ﭘﻮل ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻤﻠﮑﺖ متعلق ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩر ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴتند ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻏﺬﺍ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻋﺬﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻃﺮﺯ ﺗﻔﮑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﯼ شگفت زده مان ﮐﺮﺩ.
⚠ﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ میکنیم ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ و برای اینكه ﻣﻨﺎﺑﻊ ان به مرحله قابل استفاده شدن برسند، هزینه زیادی صرف شده است.
با این وجود، ﻣﻨﺎﺑﻊﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﮐﺜﺮ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ.
ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺤﺪﻭﺩﻣﺎﻥ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﮐﻨﯿﻢ.
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﭘﻮﻝ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.
با وجود کم آبی و ارزش محصولات کشاورزی و مواد غذایی هم در منزل اسراف نکنیم و هم اگر به رستوران و عروسی رفتیم بدون رودربایستی اضافه غذای خودمان را به نحوی به استفاده برسانیم.
دعا در قنوت
اللهم ارزقني حبك
و حب ما تحبه
و حب من يحبك
و العمل الذي يبلغني الى حبك
و اجعل حبك احب الاشياء إلى.
خداوندا محبت خود را
و محبت کسانی را که دوست داری
و محبت کسی که تو را دوست دارد
و عملی که مرا بسوی محبتت برساند را ؛ روزی ما بفرما
و محبت خود را محبوب ترین چیزها نزد ما قرار بده.
پ.ن ؛
از جمله دستورالعمل هایی که آيت الله سید علی قاضی طباطبائی (قدس سره) استاد آيت الله محمد تقي بهجت (قدس سره) به شاگردان خود می دادند ، خواندن این دعا در قنوت نماز هایشان بود ..
منبع : کتاب اسوة العرفاء
مردم تبریز
مردم #تبریز را باید ستود و تحسین کرد، بی هیچ تردیدی.
آنها از همگراترین مردمان ایران هستند و رشد همه جانبه این شهر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رهین همین همبستگی و دوراندیشی مردمانش هست.
.
زمانی آنها تصمیم گرفتند دیگر به هیچ گدایی پول ندهند تا شهرشان اولین کلانشهر بی گدای ایران باشد؛ به جایش مؤسسات خیریه مردمی تشکیل دادند که نیازهای فقرای واقعی را برآورده سازند. نکته اینجاست که اگر تنها تعدادی از مردم، با این عزم گروهی همراهی نمی کردند، عنوان شهر بدون متکدی، به تبریز نمی رسید.
.
زمانی دیگر که مهاجران غیر قانونی افغان به شهرهای مختلف ایران روانه شدند و بسیاری از کارفرمایان با قیمت های ارزان آنها را به کار گرفتند، تبریزی ها تصمیم گرفتند فرصت های شغلی شهرشان را برای فرزندان خود نگه دارند و به همین خاطر از خیر کارگران ارزان و بدون بیمه افغان گذشتند؛ بدین ترتیب، تبریز تنها شهر صنعتی ایران شد که هیچ کارگر افغانی در آن کار نمیکند.
.
سال ها پیش، اتوبوسرانی تبریز، چند ریال بر قیمت بلیت افزود و تبریزی ها که این افزایش را غیرمنصفانه می دانستند، تصمیم گرفتند که تا برگشت قیمت ها به وضعیت قبلی سوار اتوبوس نشوند و درنهایت هم همان شد که مردم میخواستند.
.
قبلا نیز وقتی مدیریت ارشد استان، شرکتی عمومی برای بهسازی شهر تشکیل داد، مردم تبریز یا سرمایه های خرد و کلان شان در آن مشارکت کردند و در اندک سالی،چهره شهرشان را دگرگون کردند.
.
این روزها نیز از بازار تبریز خبری می رسد که میتواند برای همه ما مردم ایران الگوی عملی باشد. بسیاری از بازاریان تبریز تصمیم گرفته اند دیگر منتظر تصمیمات و اقدامات مسؤولان برای مبارزه با قاچاق کفش نباشند و خودشان کاری کنند کارستان. آنها تابلوهایی پشت ویترین مغازه هایشان زده اند که رویش نوشته است “فقط کفش تبریز می فروشیم.”
.
بدین ترتیب، کفش های بی کیفیت چینی که در سایه بی عملی مسؤولان، خود را به بازار تحمیل کرده و باعث بیکاری بسیاری از کارگران و ورشکستگی تولیدکنندگان شده بودند، بعد از سال ها، ناگزیر از عقب نشینی شده اند و رونق، بار دیگر به این صنعت پرقدمت تبریز بازگشته است. امروز کفش تبریز که جزو برندهای معتبر کفش در ایران است، جان دوباره ای گرفته است.
مردم تبریز هم، همانند همیشه تاریخ شان در این باره نیز همگرا شده اند و دیگر کفش های چینی نمی خرند.
این الگو، اگر درباره کالاهای باکیفیت دیگر ایرانی و نیز در شهرهای دیگر کشور تکرار شود، آنگاه میتوان گفت که مردم ایران، بدون نیاز به مصوبات مجلس و هیات دولت و نظام بروکراتیک اداری و همایش های آنچنانی…