احترام به استاد
حضرت امام خمینی(ره)،مدت هفت سال در محضر استاد با احترام كامل و به حالت دو زانو نشست.
◀همچنين وقتی كه به زیارت قبر استادش مشرف شد، قسمتی از عمامه اش را باز كرد و با آن گرد و غبار قبر استادش را پاك كرد…
حضرت امام خمینی(ره)،مدت هفت سال در محضر استاد با احترام كامل و به حالت دو زانو نشست.
◀همچنين وقتی كه به زیارت قبر استادش مشرف شد، قسمتی از عمامه اش را باز كرد و با آن گرد و غبار قبر استادش را پاك كرد…
یکی از روزها امام به طلاب فرمودند: « سعی کنید تا جوان هستید خصلت های بد در وجودتان ریشه ندواند ، زیرا با گذشت عمر این خصلت ها راسخ می شود و انسان به حالی می رسد که رهایی از دست این خصلت ها امکان پذیر نیست. تا جوان هستید به عبادات و خصلت های خوب ، خودتان را عادت بدهید».
برداشت هایی از سیره امام خمینی ؛ ج5 ، ص 189
در روایتى آمده است که: روزى ابوذر به خانة على(ع) مىرود و حضرت را صدا مىزند؛ ولى کسى جواب نمىدهد، در حالى که سنگ آسیا خود به خود در حال چرخش بوده. پس جریان را به حضرت رسول(ص) خبر داد، پیامبر(ص) به او فرمود: «إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ(س) مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیمَاناً وَ یَقِیناً؛ ) (1) ( خداوند قلب و جوارح دخترم فاطمه(س) را از ایمان و یقین پر نموده است.» بنابراین، چون خداوند ضعف فاطمه(س) را مىداند، با فرستادن فرشته او را در زندگى یارى مىدهد.
ابن صباغ در الفصول المهمة از پیامبر(ص) نقل مىکند که فرمود: «کَمُلَ مِن الرِّجَالِ کَثیرٌ وَ لَم یَکمُل مِنَ النِّسَاءِ اِلا مَریَمَ بِنتَ عِمرَانِ(س) وَ آسیةَ بِنتِ مُزَاحِم(س) و اِمرَاَةَ فِرعَونَ وَ خَدیجَةَ بِنتِخُوَیلد(س) وَ فَاطِمَةَ بِنتِ مُحَمَّدٍ(ص)؛ مردان بسیارى [از لحاظ ایمان] کامل شدهاند؛ اما از زنان تنها مریم دختر عمران(س)، آسیه دختر مزاحم(س) و همسر فرعون، خدیجه دختر خویلد(س) و فاطمه(س) دختر محمد(ص) به کمال رسیدند.» این روایت را مسلم، بخارى و ترمذى نیز نقل نمودهاند. ) (2) (
1-. بحارالأنوار، ج43، ص29.
2-. الفصول المهمة، ص137.
إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ … [الإسراء : 27 ]
اسرافكاران، برادران شياطينند؛ …
به راستي چرا ما ايرانيان كه ادعاي مذهبي بودن داريم ، اينقدر اهل اسرافيم
مثلا :
چرا مصرف آب ، در كشور ما ، 2 برابر ميانگين جهاني است ؟!
چرا مصرف برق ، در كشور ما ، 3 برابر ميانگين جهاني است ؟!
چرا مصرف گاز ، در كشور ما ، 3 برابر ميانگين جهاني است ؟!
چرا استفاده از تلفن ، در كشور ما ، 4 برابر ميانگين جهاني است ؟!
چرا مصرف بنزين ، در كشور ما ، 6 برابر ميانگين جهاني است ؟!
چرا مصرف نان ، در كشور ما ، 6 برابر ميانگين جهاني است ؟!
داستانك 1:
روزي خواستم عينك امام را به ايشان بدهم، دیدم مقداری گرد و غبار روی شیشه های آن نشسته است. یک برگ دستمال کاغذی برداشتم و عینک را تمیز کردم و به امام دادم. ایشان عینک را به چشم زدند .
بی توجه، قصد داشتم آن دستمال را مچاله کرده و دور بیاندازم که امام گفتند: «آقای انصاری! اگر شما برای آن دستمال، مورد مصرف ندارید، به من بدهید. این دستمال هنوز جای مصرف دارد»
منبع : زندگي به سبك روح الله صفحه 30
داستانك 2 :
یک بار که خدمت امام بودیم، از من خواستند پاکت دارویشان را به ایشان بدهم.داخل پاکت دارویی بود که باید به پایشان می مالیدند.شاید کسی باور نکند، بعد از مصرف دارو، امام یک دستمال کاغذی را به چهار تکه تقسیم کردند و با یک قسمت از آن چربی پایشان را پاک کردند و سه قسمت دیگر را داخل پاکت گذاشتند تا برای دفعات بعد بتوانند از آن استفاده کنند.
راوي: خانم فريده مصطفوي (دختر امام ) منبع: نشريه امتداد - صفحه: 40